پژوهشكده تحقيقات اسلامى
243
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
و از اداى آن عاجز شدهام ؛ با خود گفتم شايسته است از يك شخصيت كريمالنفس حاجت خود را طلب كنم و كريمتر از اهل بيت پيامبر ( ص ) نيافتم ، لذا خدمت شما رسيدم . امام حسين ( ع ) فرمود : اى برادر عرب ! سه چيز از تو مىپرسم ، اگر به يكى از آنها پاسخ دادى يك سوم و اگر به دو تاى آنها جواب دادى دو سوم و اگر همه آنها را پاسخ دادى همه بدهى تو را پرداخت مىنمايم . اعرابى گفت : آيا كسى مانند تو كه از اهل علم و شرف هستيد از امثال من سؤال كند ؟ ! حضرت ( ع ) پاسخ داد : از جدّم رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : نيكى و احسان به اندازه معرفت و شناخت [ بايد باشد . ] اعرابى گفت : از آنچه مىخواهى بپرس ؛ اگر دانستم مىگويم و الّا از شما ياد مىگيرم . امام حسين ( ع ) پرسيد : بهترين اعمال كدامند ؟ گفت : ايمان به خدا . حضرت پرسيد : وسيله نجات از مهلكه چيست ؟ گفت : اعتماد به خداى متعال . امام ( ع ) پرسيد : چه چيزى موجب زينت شخص است ؟ گفت : علمى كه همراه حلم و بردبارى باشد . امام ( ع ) فرمود : اگر آن نبود چه ؟ گفت : مالى كه با مروّت و جوانمردى باشد . امام حسين ( ع ) فرمود : اگر آن نبود چه ؟ او گفت : فقرى كه مقرون به صبر باشد . امام ( ع ) پرسيد : اگر آن نبود چه ؟ گفت : صاعقه و بلايى كه از آسمان فرود آيد و آن شخص را نابود سازد . امام حسين ( ع ) خنديد و كيسهاى به او داد كه هزار دينار داخل آن بود . و انگشتر خود كه نگين قيمتى داشت و دويست درهم مىارزيد ، به وى عطا كرد و فرمود : كيسه را به طلبكاران بده و انگشتر را در معاش خود مصرف كن . اعرابى كيسه و انگشتر را گرفت و گفت : « اللَّه اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَل رسالَتَهُ » « 1 » ؛ خدا آگاهتر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد . همچنين حسن بصرى در اين باره مىگويد : حسينبنعلى ( ع ) بزرگوارى زاهد ، با ورع ، صالح ، خيرخواه و خوش اخلاق بود . روزى با عدهاى از يارانش به باغش رفتند . در اين باغ غلامى به نام « صافى » كار مىكرد . وقتى نزديك باغ شدند ،
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 227 .